سيد محمد باقر شفتي
259
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
از جلوس ، و اين مظهر اين است در غير حالت مرجوح بوده باشد نه ممنوع عنه ، و اين ظاهر مىشود از اكثر فقهاء قدس اللَّه تعالى أرواحهم . قال في السرائر : يستحب أن يكبر الرافع رأسه من السجود بعد التمكن من الجلوس . و في المعتبر : يستحب التكبير اذا استوى جالسا عقيب الاولى ، ثم يكبر للسجدة الثانية قاعدا ، ثم يسجد ثم يكبر بعد جلوسه « 1 » و بمثله عبر في المنتهى و التذكرة و نهاية الاحكام و القواعد و الذكرى و البيان و الدروس و غيرها . اگر چه ممكن است اين كلمات راجع شود به قول اول ، به اين نحو كه مراد اين بوده باشد كه استحباب تكبير در حالت استواء در جلوس بوده باشد . پس مقتضاى اين مدلول انتفاى استحباب است در غير اين حالت ، پس مشروع نخواهد بود ، نه اين كه مراد اين بوده باشد كه أصل تكبير راجح بوده باشد در اين مقام ، و اتيان آن در اين حالت أفضل بوده باشد ، ارادهء اين معنى كه مبناى رجوع عبارات مذكوره است به قول اول اگر چه دور نيست ، لكن در بعضى از كتب مذكوره قرينه موجود است كه مراد معنى ثانى است . قال في الدروس : و سننه التكبير له قائما رافعا يديه - الى أن قال : و التكبير للرفع من الاولى معتدلا ، ثم الهوى الى الثانية ، ثم للرفع منها معتدلا ، و لو فعله فى الهوى و الارتفاع كان أدون فضلا « 2 » انتهى كلامه رفع مقامه . و نظر به اين كه عبادات توقيفى است جزم در دين اتيان به اين دو تكبير است در حال جلوس و استقرار ، نظر به اين كه در اين حالت مرجو النفع و مأمون الضرر است . و اما در غير اين حالت أمن از ضرر مشخص نيست ، بلكه چنين است حال در تكبير ثالث ، يعنى تكبير به جهت دخول در سجدهء ثالثه كه قدر بىاشكال
--> « 1 » معتبر ج 1 / 214 . « 2 » دروس ص 39 .